جمعه نوزدهم آذر 1389 - گوینده اخبار رادیو پیام با لحنی متاثر و معترض از برخورد خشونت آمیز پلیس انگلستان با دانشجویان می گوید. طبق خبر، یکی از دانشجویان ضربه مغزی شده، بیش از پنجاه نفر زخمی و سی و پنج نفر بازداشت شده اند. گوینده خبر، توجیه پلیس برای این بازداشت ها و خشونت ها را با تمسخر بیان می کند که به ماشین ولیعهد حمله و اموال عمومی تخریب شده اند. گوینده می گوید زخمی ها از ترس بازداشت به بیمارستان ها مراجعه نمی کنند!
خبرگزاری فارس و ایرنا فیلم و گزارش تصویری هایی از خشونت ها و درگیری های پلیس با دانشجویان در صفحه اول سایتهایشان قرار داده اند.
با خودم می گویم می شود چشم ها را بست و حافظه را تعطیل کرد و تخیل کرد این رسانه ها چقدر متعهدند که تا این حد نگران معترضان و دانشجویان فرانسوی و انگلیسی و آمریکایی و ... هستند؟ اگر همین الان بدون هیچ دانسته و خاطره ای از آسمان به خاک پاک وطن می افتادم، فکر می کردم در بهترین کشور دنیا هستم. با بیشترین آزادی و دموکراسی در جهان.
اما این طور نیست. هنوز از اخبار و گزارش های رسانه ملی تعجب می کنم، عصبانی می شوم و با خودم می گویم دست کم این اخبار را هم پوشش ندهید و نگویید که دلمان نسوزد. می دانیم که خبرنگار نیستید و دغدغه اش را ندارید، اسمش را که یدک می کشید. رسالت رسانه یعنی این؟ انگار نه انگار همین یک سال گذشته اتفاقاتی مشابه با ضریب چندین برابر خشونت در کشور خودمان اتفاق افتاد و حتا رییس پلیس تهران در روزنامه رسمی دولتی- ایران- اعلام کرد در آشوبهای هفته اول تهران بیش از چهار هزار نفر دستگیر و بیش از سی نفر کشته شدند. ولی هیچ رسانه دولتی نه تنها پوشش خبری مناسب نداشت، حتی دیدگاه منصفانه و عادلانه هم نداشت.
دلم می خواهد به سیاست گذارانشان بگویم آقایان محترم!
ما نمی فهمیم، ما کور بودیم،هیچ چیز یادمان نیست، شما که می دانید و چشم بصیرت دارید؛ ببینید در همین تصاویر که خودتان منتشر می کنید دانشجویان و معترضان با چه خشونتی به پلیس حمله می کنند و پلیس فقط از باتوم و اشک آور برای مقابله استفاده می کند. البته تنها اتفاق مهم یک سال گذشته از نظر ما آلودگی های جورواجورهوا بود، ولی شما که به همه تصاویر و اخبار دسترسی دارید، اینها را با تصاویر سال گذشته کشور خودمان مقایسه کنید. ببینید در فرانسه پلیس فقط پای معترضان را هدف می گیرد، آن هم با باتوم. ببینید در انگلیس که پلیس خشونت بیشتری دارد، خبری از اسلحه و چماق و قمه نیست. لباس شخصی هایی که بین مردم هستند، پلیسند نه افراد غیر مسول با اختیارات نامحدود.
راستی می بینید در این عکس ها خبرنگاران و عکاسان کجا هستند؟ کنار پلیس، وسط درگیری ها، کنار تظاهرکننده ها، همه جا. از خودتان نپرسیدید چرا پلیس و لباس شخصی ها مانع کارشان نمی شوند؟ چطور این همه عکاس بدون ترس و نگرانی از بازداشت و اتهام جاسوسی و همکاری با رسانه های بیگانه، وظیفه و کارشان را انجام می دهند؟
نکته جالبی در تمام اعتراضات و درگیری های یک سال اخیر وجود دارد. در تایلند، یونان، فرانسه ، انگلیس و... مردم اعتصاب، اعتراض و راهپیمایی کردند. با پلیس در گیر شدند، کتک زدند و خورند. مردم و پلیس ها زخمی شدند. در تایلند درگیری ها خشونت بیشتری داشت و کار به نبرد مسلحانه کشید،مردم و پلیس ها کشته شدند. یک عکاس ایتالیایی هم کشته شد. در فرانسه تعداد پلیس های زخمی بیش از تظاهرکنندگان بود. ولی هیچ کس به پلیس و دولت هایشان به خاطر نوع برخورد با معترضان ایراد نگرفت و تقریبا در همه این کشورها اعتراض ها بی نتیجه بود، دولت کار خودش را کرد و حرفش را به کرسی نشاند.
اما در ایران برخوردهای بیش از حد خشونت آمیز با راهپیمایی ها، استفاده از سلاح گرم و سرد، بازداشت های بی حساب و کتاب، دخالت نیروهایی غیر از پلیس، ممانعت از کار خبرنگاران و عکاسان، بازداشت گسترده روزنامه نگاران، اعتراف های عجیب و غریب و ... نتیجه برعکس داشت. اعتراض در جان مردم باقی ماند. دولت نه تنها موفق به توجیه یا راضی کردن افکار عمومی داخلی و خارجی نشد؛ بلکه به نقض حقوق بشر و برخورد خشونت آمیز با شهروندان محکوم شد.
به حال خودم تاسف خوردم و آرزو کردم کاش این روزها در اروپا بودم و به راحتی می توانستم کار مورد علاقه ام را انجام دهم و از سوژه هایی که دوست دارم عکس بگیرم. نه اینکه مجبور باشم اینجا بنشینم و برای یک حقوق ماهیانه نامناسب عکس غذا و میوه و گل و بوته سرچ کنم.ء
پ.ن. عکس اول: برخورد پلیس فرانسه با معترضان. عکس دوم: پلیس های لباس شخصی در فرانسه،جالب اینکه سیاه پوستان و مهاجران تعداد قابل توجهی از معترضان خشن فرانسوی را تشکیل می دادند! عکس سوم:حضور نیروهای امداد در صحنه های درگیری لندن و کمک به پلیس و مردم، همان جا که دانشجویان از ترس بازداشت بیمارستان نمی روند!ء
پ.ن 2. کیهان تیتر زده: سرکوب وحشیانه دانشجویان انگلیسی ... بسیج دانشجویی هم سرکوب دانشجویان انگلیسی را محکوم کرده است. من واقعا برابر شفقت و مهردوستی و عدالت دوستی و رخ و روی وسیع و گسترده این برادران و خواهران کم آوردم، هیچ حرفی برای گفتن ندارم.ء

خبرگزاری فارس و ایرنا فیلم و گزارش تصویری هایی از خشونت ها و درگیری های پلیس با دانشجویان در صفحه اول سایتهایشان قرار داده اند.
با خودم می گویم می شود چشم ها را بست و حافظه را تعطیل کرد و تخیل کرد این رسانه ها چقدر متعهدند که تا این حد نگران معترضان و دانشجویان فرانسوی و انگلیسی و آمریکایی و ... هستند؟ اگر همین الان بدون هیچ دانسته و خاطره ای از آسمان به خاک پاک وطن می افتادم، فکر می کردم در بهترین کشور دنیا هستم. با بیشترین آزادی و دموکراسی در جهان.
اما این طور نیست. هنوز از اخبار و گزارش های رسانه ملی تعجب می کنم، عصبانی می شوم و با خودم می گویم دست کم این اخبار را هم پوشش ندهید و نگویید که دلمان نسوزد. می دانیم که خبرنگار نیستید و دغدغه اش را ندارید، اسمش را که یدک می کشید. رسالت رسانه یعنی این؟ انگار نه انگار همین یک سال گذشته اتفاقاتی مشابه با ضریب چندین برابر خشونت در کشور خودمان اتفاق افتاد و حتا رییس پلیس تهران در روزنامه رسمی دولتی- ایران- اعلام کرد در آشوبهای هفته اول تهران بیش از چهار هزار نفر دستگیر و بیش از سی نفر کشته شدند. ولی هیچ رسانه دولتی نه تنها پوشش خبری مناسب نداشت، حتی دیدگاه منصفانه و عادلانه هم نداشت.
دلم می خواهد به سیاست گذارانشان بگویم آقایان محترم!
ما نمی فهمیم، ما کور بودیم،هیچ چیز یادمان نیست، شما که می دانید و چشم بصیرت دارید؛ ببینید در همین تصاویر که خودتان منتشر می کنید دانشجویان و معترضان با چه خشونتی به پلیس حمله می کنند و پلیس فقط از باتوم و اشک آور برای مقابله استفاده می کند. البته تنها اتفاق مهم یک سال گذشته از نظر ما آلودگی های جورواجورهوا بود، ولی شما که به همه تصاویر و اخبار دسترسی دارید، اینها را با تصاویر سال گذشته کشور خودمان مقایسه کنید. ببینید در فرانسه پلیس فقط پای معترضان را هدف می گیرد، آن هم با باتوم. ببینید در انگلیس که پلیس خشونت بیشتری دارد، خبری از اسلحه و چماق و قمه نیست. لباس شخصی هایی که بین مردم هستند، پلیسند نه افراد غیر مسول با اختیارات نامحدود.

راستی می بینید در این عکس ها خبرنگاران و عکاسان کجا هستند؟ کنار پلیس، وسط درگیری ها، کنار تظاهرکننده ها، همه جا. از خودتان نپرسیدید چرا پلیس و لباس شخصی ها مانع کارشان نمی شوند؟ چطور این همه عکاس بدون ترس و نگرانی از بازداشت و اتهام جاسوسی و همکاری با رسانه های بیگانه، وظیفه و کارشان را انجام می دهند؟
نکته جالبی در تمام اعتراضات و درگیری های یک سال اخیر وجود دارد. در تایلند، یونان، فرانسه ، انگلیس و... مردم اعتصاب، اعتراض و راهپیمایی کردند. با پلیس در گیر شدند، کتک زدند و خورند. مردم و پلیس ها زخمی شدند. در تایلند درگیری ها خشونت بیشتری داشت و کار به نبرد مسلحانه کشید،مردم و پلیس ها کشته شدند. یک عکاس ایتالیایی هم کشته شد. در فرانسه تعداد پلیس های زخمی بیش از تظاهرکنندگان بود. ولی هیچ کس به پلیس و دولت هایشان به خاطر نوع برخورد با معترضان ایراد نگرفت و تقریبا در همه این کشورها اعتراض ها بی نتیجه بود، دولت کار خودش را کرد و حرفش را به کرسی نشاند.
اما در ایران برخوردهای بیش از حد خشونت آمیز با راهپیمایی ها، استفاده از سلاح گرم و سرد، بازداشت های بی حساب و کتاب، دخالت نیروهایی غیر از پلیس، ممانعت از کار خبرنگاران و عکاسان، بازداشت گسترده روزنامه نگاران، اعتراف های عجیب و غریب و ... نتیجه برعکس داشت. اعتراض در جان مردم باقی ماند. دولت نه تنها موفق به توجیه یا راضی کردن افکار عمومی داخلی و خارجی نشد؛ بلکه به نقض حقوق بشر و برخورد خشونت آمیز با شهروندان محکوم شد.

به حال خودم تاسف خوردم و آرزو کردم کاش این روزها در اروپا بودم و به راحتی می توانستم کار مورد علاقه ام را انجام دهم و از سوژه هایی که دوست دارم عکس بگیرم. نه اینکه مجبور باشم اینجا بنشینم و برای یک حقوق ماهیانه نامناسب عکس غذا و میوه و گل و بوته سرچ کنم.ء
پ.ن. عکس اول: برخورد پلیس فرانسه با معترضان. عکس دوم: پلیس های لباس شخصی در فرانسه،جالب اینکه سیاه پوستان و مهاجران تعداد قابل توجهی از معترضان خشن فرانسوی را تشکیل می دادند! عکس سوم:حضور نیروهای امداد در صحنه های درگیری لندن و کمک به پلیس و مردم، همان جا که دانشجویان از ترس بازداشت بیمارستان نمی روند!ء
پ.ن 2. کیهان تیتر زده: سرکوب وحشیانه دانشجویان انگلیسی ... بسیج دانشجویی هم سرکوب دانشجویان انگلیسی را محکوم کرده است. من واقعا برابر شفقت و مهردوستی و عدالت دوستی و رخ و روی وسیع و گسترده این برادران و خواهران کم آوردم، هیچ حرفی برای گفتن ندارم.ء
سلام آبجی
ReplyDeleteاونروز خبر مربوط به انگلستان رو بر حسب اتفاق ديدم و شنيدم. وقتی اين گزارشها رو میبينم يا میشنوم خود به خود باعث میشه وضعيت اونهارو با
وضعیتی که در اينجا روی داد مقايسه کنم.
نتيجه هم که مشخصه.
با اين وجود جلوی چرخه آزاد اطلاعات رو نمیشه گرفت
یکی از مزيتهای بعضی از جوامعی که در بلاگ ازشون اسم بردی اينه که قوانینی رو تعريف کردن و به اون قوانين هم پايبندن. برای نمونه کار يه عکاس و اختيارات حرفهايش مشخص شده و کسی نمیتونه اين اختيارات رو به راحتی ازش بگيره
متشکر و اميد که همچنان بنويسيد
قرمزته
;)
شما حالا این لینک رو هم ببینید که همین جمعه در تبریز بود
ReplyDeletehttp://www.facebook.com/photo.php?fbid=171348399555302&set=a.171347776222031.32647.100000404297029&pid=411958&id=100000404297029
واي زهره نفسم گرفت
ReplyDeleteهمين كه تو گفتي واقعن درسته
ماها رواني ميشيم وقتي اين حيوونا ما رو خر فرض ميكنن
ولي ما باور داريم كه جهان ديگري ممكن است
مثل همیشه عالی بود
ReplyDeleteسلام زهره عزیز
ReplyDeleteبه خاطره همین تفکرات شما است که هوارتا دوستت دارم
مراقب خودت باش
مرضیه
زحمت می کشن واقعا...بصیرت تا کجاها رفته
ReplyDelete.
یه کامنت اینجوری تو مطلب خبر آن لاین بود
عکس غذا و میوه و گل و بوته ای که سرچ می کنی حتمن باید قشنگ باشه. جدی می گما. چون اون قبلن تر ها که من هفته نامه تون رو می خریدم عاشق عکساش بودم. با خودم فکر می کردم چرا این جور عکسا رو عکاسای ایرانی نمی تونن بگیرن
ReplyDeleteچرا اینقدر دیر دیر آپ می کنی؟
:(
سلام
ReplyDelete.
ارتباطی داریم با آقای فلاح در لندن: آقای فلاح از رفتار خشونت آمیز پلس با دانشجو ها بگید؟ آیا کسی هم کشته شده؟ فلاح درست کنار درگیری ها ایستاده و با هیجان گزارش می کنه... این خبر و این گزارش فکو فامیل آدمو بهم پیوند میده
آخه بیب بیب...؛
برم تا دهنم باز نشده
من خیلی آرومم
بر اعصابمان مسلط باشیم
حرص نخوریم
نفس عمیق بکشیم
تا ده بشمارم
kheyli khub bud
ReplyDeleteagarche man digae az shenidan ina dardam nemigire.
سلام زهره جان
ReplyDeleteواقعا خوشحالم که می بینم به عنوان یک عکاس و خبرنگار مردمی به این ظرافت وارد مسائل میشی و حقایق رو بی تکلف می نویسی!
من هم واقعا نمیتونم بفهمم که این همه « مهرورزی » نسبت به مردم انگلیس و فرانسه چرا هیچ سهمی اش به ما ایرانی ها نمیرسه؟! عجیبه ولی مهرورزی هم عین پول نفت شده که بیمارستان مجهز باهاش مسازند برای یمنی ها ولی ایرانی ها تصادف کنن بمیرند تا یه میلیون نره تو صندوق بیمارستان حتی بستری هم نمیشن... خیلی اسلامیه
اگه اشکالی نداره من لینکت رو گذاشتم تو نسخه جدید وبلاگم و دعوت میکنم که افتخار بدی و سری بهم بزنی: موفق باشی
بیا زهره ... بیا و حالا از مصر و تونس و یمن و پیام های دلسوزانه ی حضرات برای مسلمانان جهان بنویس !!! بیا زهره هر روز دریغ از دیروز ...
ReplyDelete